Viguen

Do Kabootar

Date Added August 1, 2013 Buy from iTunes Lyrics 100K Plays
روزی من وتو ای جان همچون کبوترها
سرنهادیم با هم در بستر پرها
پرگشاده همره مرغان خوش آواز
گه به کوهستان و گه به صحرا در پرواز
جلوه زندگی را در چشم هم می‌دیدیم
چون به شب می‌رسیدیم کنار هم می‌آرمیدیم
تا نسیمی می‌وزید آشیانه می لرزید
ما زبیم جان خود بر سر هم پر می‌کشیدیم
اکنون از هم رو گردانیم نه من نه تو نمی‌دانیم
چون شد که آشنا گشتیم روز دگر جدا گشتیم
هر کس که دلدار مرا از.من جدا کرد ای خدا
خواهم بسوزانی دلش سازی ز دلدارش جدا
اکنون ازهم روگردانیم نه من نه او نمیدانیم
چه شد که آشنا گشتی روز دگر جدا گشتی

Related

Top Music

Loading...

Trending Now

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close