Viguen & Delkash - 'Delam Mikhast'

Viguen & Delkash

Delam Mikhast

Buy from iTunes Lyrics 81K Plays Date Added: July 9, 2013
دلم می خواست تو بودی و صحرا بود
گل بود و می بود و مینا بود
در آن میان زبان دل گویا بود
می گفتیم هر چه در دلها بود

دلم می خواست تو بودی و مهتابی
تا اون شب فرصت را دریابی
تو بودی و مه و صفای آبی
هم چشمه هم چشم بیخوابی

من به دوش تو سر بر نهم تا سحر
تو چو مرغ چمن خوش کنی نغمه سر
من به دوش تو سر بر نهم تا سحر
تو چو مرغ چمن خوش کنی نغمه سر

تا در این نغمه ها شب به پایان رسد
تا به عمری شوی جان به جانان رسد
تا در این نغمه ها شب به پایان رسد
تا به عمری شوی جان به جانان رسد

چه خوش بود چو آهوان رمیدن
در کوه و در صحرا گردیدن
کنار چشمه با تو آرمیدن
وز عاشق راز دل بشنیدن

دلم می خواست تو بودی و مهتابی
تا اون شب فرصت را دریابی
تو بودی و مه و صفای آبی
هم چشمه هم چشم بیخوابی

از جهان بی خبر مست و مدهوش تو
گویم از عشق خود قصه در گوش تو
از جهان بی خبر مست و مدهوش تو
گویم از عشق خود قصه در گوش تو

تا در این نغمه ها شب به پایان رسد
تا به عمری شوی جان به جانان رسد
تا در این نغمه ها شب به پایان رسد
تا به عمری شوی جان به جانان رسد

Related

Top Songs

Loading...