Viguen

Akharin Didar

Date Added August 3, 2013 Buy from iTunes Lyrics 46K Plays
در کنار او نشستم
بر نگاهش دیده بستم
همچنان دریای جوشان
گه خموش و گه خروشان
مانده بودم مست و حیران
گریه ام بی اختیار ، های های های های
شد چو باران بهار ، های های های های
او ز من پا میکشد ، های های های های
بر سرشکم می خندید ، های های های های

او در پی آزار من بود
بیزار از این دیدار من بود
غم های دل بی گفتگو ماند
او رفت و از او یاد او ماند
همچون عطر گلها با نسیمی گذشت
رفت و دیگر بر نگشت

او دلش با دیگران بود
لب خموش و سر گران بود
گریه ها گفتار من بود
وان دم تلخ و جگر سوز
آخرین دیدار من بود

او در پی آزار من بود
بیزار از این دیدار من بود
غم های دل بی گفتگو ماند
او رفت و از او یاد او ماند
همچون عطر گلها با نسیمی گذشت
رفت و دیگر بر نگشت . . . .
رفت و دیگر بر نگشت . . . .

Related

Top Music

Loading...

Trending Now

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close