Shahrokh

Ham Parvaz

Date Added March 3, 2013 Buy from iTunes Lyrics 19K Plays
ای تکیه گاهِِ خستگیهام
خون ِ رگهام ای پناهِ تن تنهم
چه غریبن بــی تـو دستام
ای اسم تو مثل زلال ِ چشمه جاری
باغ شعـرم از تو پُــر گـــــــــــــل
ای که میراث بهری
بمون با شکوهی که داری
من و تو سایه هامون دور ازاین شهر شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مُردن دُروغه

ای قفس ای قفس
با پرنده همنفس
نمی خوام پَر بگیرم ،کاش تودستـات بمیرم
شعر من قصهِ دردِ
غربت تلخ یه مرده
بی تَنِت اینجا بَرام خیلی سرده خیلی ســرده
من و تو سایه همون دور ار این شهرِ شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مُردن دُروغه

ای لحظه پرواز آخر تا رهائی
چه صدائی!تو که مثل بغض گریه بی صدائی
ای با تَنِت تَن پوش ِ اَبرا روی شبنم
ای برای من زخمی با تو بودن مثل مَرحَـــــم
میدونی من اینجا غریبم
من و تو سایه هامون دور ازاین شهر شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مُردن دُروغه
بمون ای تو همیشه موندنی ای فصـل تازه
بذار عشقت برام دنیای تازه ای بسازه

من و تو سایه هامون دور ازاین شهر شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مُردن دُروغه
بمون ای تو همیشـه موندنی ای فصـل تازه
بذار عشقت برام دنیای تازه ای بسازه

Related

Top Music

Loading...

Trending Now