Safir - 'Mirzabenevis (Ft. Bidar)'

Safir

Mirzabenevis (Ft. Bidar)

Produce By: Saeid Dehghan
Download Now Lyrics 279K Plays Date Added: May 4, 2020
قلم ، و چند صد جرمِ بی هجا

متخلص به میرزابنویس

متکلم به وحدت

کنجکاوی کرد ، گوشه‌ گیر شد

آخه دنباله داره

نمیدونه با راه رفتنش خط میکشه رد جا میذاره

از عمق به سطح اومد تا شهرو ببینه

میچرخه چرخِ باد کرده

رو دست‌اندازه عرق سوزه نگران

نگه دار آقا ، قبل از اینکه بپاشم

به شیشه‌ یِ ویترینِ ماجرا

رو بلندای جدول زیره سایه ‌ی شهر

گرفتم چتر از ترسِ بارشِ قهر

به انتظاره دیدن دلبر و شنیدنِ عاشقتم

اما فلانی نمیاد خب

خرابه ها که انداختن دست به زنِ پسرزا

به عشقِ سرباز تا اسبابِ بازی بشه سلاحِ چوبی

ماشین جنگی ، تریبت جعلی جعلی جعلی

دخترم که شد عروسک

قابلمه و قوری ، حجله آماده‌ست

همون خرابه ‌ی بعدی

میشورم تن با بذاقِ لقمه ‌ی آسیاب شده

از فلافلِ حوالی میدون انقلاب

البته خواستِ نویسنده‌ است

اینجا ایستاده باشم کور و کر و لال، کال

با وزنِ بی شکل با صوتِ آه

مثلِ وقتی که خفه شد آمبولانس

آخه همراهِ بیمار میکشه آژیره عزادار

چون غسل میکته کوچه با اشکِ کارمنده قراردادی

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع شدن دلِ کاغذا پُر

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع شدن دلِ کاغذا پُر

تن ها لاغر گرسنگیا حاجت

قلب و مغز و آلت گُر گُر گُر

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع قلم شُر شُر شُر

من حناقِ گره به مشت افتاده

من گریه ‌ی بمب ساعتی وقتِ بیداری

من تف به صورتِ مجری

(با من چیکار داری)

من التهاب آه و درد و داد و بیدادِ جمع

من الان دستگیر میشم

به دستِ کسی که معذور نیست

ماها معمارایِ ساختارِ سازمانی

هنوز پی هدفای باستانِ خاندانیم

فروپاشی سازه های حق رو خواستاریم

مرگِ خورشید نظمِ نوین قدرتِ آرمانی

رعیت توو فرعی فقط ما توو شاه راهیم

دنیا بابِ میلمون میشه پاسکاری

با آزادی سازگاریم بدون ستاره هم باشی

بخواییم کفِ باتلاقی

قاتلای آقبتاییم خواستی آشنا شی

حالا طرف شدی با ما قلم یعنی جونتو باخت دادی

ردِ خونی اگه پاکسازی نشی

شک نکن قاضی دادگاه هم میکنیم دادگاهی

هواخوری مفتی اگه لال باشی

دیگه تمومِ لالایی بزن خودتو به خواب لاشی

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع شدن دلِ کاغذا پُر

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع شدن دلِ کاغذا پُر

تنا لاغر گرسنگیا حاجت

قلب و مغز و آلت گُر گُر گُر

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع قلم شُر شُر شُر

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع شدن دلِ کاغذا پُر

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع شدن دلِ کاغذا پُر

تنا لاغر گرسنگیا حاجت

قلب و مغز و آلت گُر گُر گُر

سینه ها بزرگ شیره مادرا خشک

درختا قطع قلم شُر شُر شُر

قصه به جایی رسید که گرگای بارون دیده از خون

میرزا بنویس موشِ آبکشیده شده‌ از خون رو

توو این هوای گرگ و میش سر بزنن

قراره دست و پا بزنه، قراره جون بکنه

آه بکشه ، آه بکشه

با سی و دو حرف

همزمان اعداد و علائم میسازم شعر

اَ اِ اُ امان

میپاشم آوا ساخت بعد شکلِ تنت کن کفنِ زبان

بسم الله ، بسم الله

امان از سوالِ بی جواب

اَ اِ اُ سرت رو ندزد

آب بدین لامذهبا

اِ اِ آب اِ اِ آب

میگیره آهم تورو آه

صلح چاقوی بی دسته‌ است

جنگِ اول به است هر سازی که برقصم

فرهنگِ عقیم فروشی آتیش به مالِ طلخک

دامنِ فحشا بالا ایثار سر تا پاش داد میزنه

تنِ فروشی داره و صداش أ سپیده تا پگاه

بگ*ست آه بگ*ست

بدزد ببر بکش

یکی یکی خونه به خونه با نورِ قرمز و آبی

بگرد دنبالِ بی آبی ، تا کسی نشوره گناه

که بشه مدیونِ خدا

آه آه قلم ذبح میشه تشنه لب ، خاک میشه سرِّ لب

حالا تو بده خون بده جون ، جنونُ برسون به دلِ خون

بره به گور گفت و گوی شنفت و

گفت کن و بگو مگوی سِره مگو و

بگوی غلو ، گم شدی لای غبار

آه میکشی بین لام تا واو ، از بام تا شام

ولی لام تا کام خفه میشه صدات

آه

صدات ، صدات ، صدات ، صدات

خفه میشه صدات


صفیر و بیدار
میرزابنویس

Related

Top Songs

Loading...