Reza Yazdani Paul Newman

Reza Yazdani

Paul Newman

Added on: December 31, 2014 Buy from BeepTunes Lyrics 49K Plays
این ترانه نیست مراسمِ شبِ بدروده
تهِ قصه، قهرمانِ قصه مون نابوده
تهِ قصه، عینِ فیلما میمیره رفیقِ من
عینِ آکتورای خبره، شبیهِ “پُل نیومن”
تهِ قصه مث من زخمِ اونم قدیمیه
تهِ قصه، دردِ ما دردِ بد و وخیمیه
تو اتوبانای چفت و قفلِ این تایمِ عجیب
منم و استرسِ رسوندنت به یه طبیب

هیچکسی درست نفهمید که چی شد؟
تهِ ماجرا چرا اینجوری شد؟
زندگی برد ما دوتا رو تهِ چاه...
با یه مشت کوچه ی بن بست، آدرسای اشتباه
منم و ترافیک و این آمبولانسِ لعنتی
تویی و اووِردوزِت روی دراگِ صنعتی
توی ویترینِ برانکارد با چشای باز و آبیش
گفت بدرود و تموم کرد با همون لحنِ کتابیش
مث ایهام توی نقاشیای سبکِ گوتیک
مثِ اسطوره و اون آدمای کاریزماتیک
تو تبارش میرسید به قصه ها رفیقِ من
مثِ اون میمُرد تو فیلما آقای "پُل نیومن!"

حیف...که فرصتی نمونده، حیف...که آخرین تماسه
حیف...که سقفِ رو سرِ ما بدنِ یه آمبولانسه
حیف...که محبسِ فلزی همه ی جهانمونه
حیف... که تا تهِ اتوبان قصه باقی نمیمونه
حیف...که فرصتی نمونده، حیف...که آخرین تماسه
حیف...که فرصتی نمونده، حیف...که فرصتی نمونده

Related

Top Songs

Loading...

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close