Parvaz Homay Shabaan Aheste Migeryam

Parvaz Homay

Shabaan Aheste Migeryam

Lyrics 146K Plays Added on: September 14, 2015
تو را با غَیر می بینم، صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری زِ دستم بر نمی آید

شبان آهسته می گریم که شاید کم شود دردم
تحمل میرود اما شب غم سر نمی آید

چه سود از شرح این دیوانگی ها بی قراری ها
تو مَه بی مهری و حرف مَنَت باور نمی آید

ز دست و پای دل برگیر این زنجیرِ جور ای یار
که این دیوانه گر عاقل شود دیگر نمی آید

فراق از عمر من می کاهد ای نامهربان رحمی
خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید

Related

Top Songs

Loading...

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close