Mohsen Ghomi

Shekast

Date Added October 28, 2013 Download Now Lyrics 34K Plays
ای که دستای عشق من بی‌ عطر تو داره
اون تنی که برای موندن گرمیه زندگی‌ میا‌‌ره
ای که مثل هوای تازه با نسیم سحر رسیدی
لحظهٔ اوج خواستم بود اون غروبی که پرّ کشیدی

چه عذابی داره گفتن به کسی‌ که ناشناسه
چه نیازی داره مردن واسه اونکه ناسپاسه

مثله آغاز سحر بود اون که با من سر به سر بود
اما وقتی‌ باورم کرد روی شاخه پرّ پرّ ام کرد
بعد از اون فاجعه انگار قصه‌ای ناگفته مندم
دفتر خواستن و بستم طلم عشقو شکستم

ای که دستای عشق من بی‌ عطر تو داره
اون تنی که برای موندن گرمیه زندگی‌ میا‌‌ره
ای که مثل هوای تازه با نسیم سحر رسیدی
لحظهٔ اوج خواستم بود اون غروبی که پرّ کشیدی

چه عذابی داره گفتن به کسی‌ که ناشناسه
چه نیازی داره مردن واسه اونکه ناسپاسه

Related

Top Music

Loading...

Trending Now

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close