Mazyar Fallahi

Aroosak

Date Added October 15, 2014 Download Now Lyrics 887K Plays
توی تنهایی و غربت میونه این همه ظلمت
من عروسکه تو بودم توی این اتاق خلوت
با تمومه بی کسی هام با همه دلبستگی هام
تو یه شب برام نوشتی که میری از دل ِ چشمام
وقت ده سالگیه تو هی تو رو نگات میکردم
با زبونه بی زبونی هی تو رو صدات میکردم..
یه روزی اما دوباره یکمی نگام میکردی
من ِ ساده فکر میکردم دوباره بهم میخندی
بعد پنج سال غم دوری اومدی یواش سراغم
منو تو کُمد گذاشتی تو دله سیاهی و غم
حالا چهل ساله که اینجام خیلی خسته خیلی تنهام
لباسام یکم چروکه پُره خاکه تو نفسهام..
تا یه روز یه نوری اومد لای در یواشی وا شد
صورت یه بچه بود و مثه فیلمو قصه ها شد
منو آهسته بغل کرد توی دستای ظریفش
انگاری بود همه دنیام توی آغوش لطیفش
یه صدای آشنایی توی نورِ نصفه نیمه
می گفت ای وای این عروسک ماله وقت بچگیمه..

Related

Top Music

Loading...

Trending Now

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close