Mastan and Homay Setar Va Avaz

Mastan and Homay

Setar Va Avaz

Buy from cdbaby Lyrics 45K Plays Added on: January 5, 2013
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولیست خلاف، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره به دوزخ باشد
گر عاشق و میخواره به دوزخ باشد
فرداست ببینی که بهشت همچون کف دست

گویند که دوزخی بود عاشق و مست
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولیست خلاف، دل در آن نتوان بست
دل در آن نتوان بست

ای مفتی شهراز تو بیدارتریم...
با این همه مستی ز تو هشیارتریم...
تو خون کسان نوشی ما خون رزان...
انصاف بده کدام خونخوارتریم

گویند که دوزخی بود عاشق و مست

گویند کسان بهشت با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است

این می چه حرامی است که عالم همه زان می جوشند
یک دسته به نابودی نامش کوشند
آنان که بر عاشقان حرامش کردند
خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند

آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساخت
معشوق و شراب و می پرستی را ساخت
بی شک قدحی شراب نوشید و از آن سرمست شد
این جهان هستی را ساخت

Related

Top Songs

Loading...

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close