Hamid Sefat

Sookhtegan

Hamid Sefat - 'Sookhtegan'
Date Added October 2, 2013 Download Now Lyrics 97K Plays
بسوزان هر طریقی میتوانی
همه شدن غریبه باهم
همه دنبال دیگی واسه من
حرفم نمیفهمن
اینا چرا به هم نمیخندن؟؟؟
چه خبره از دل تو
چه خبره اصن از دل من؟؟؟
هرجوری هستی هست
هرجوری میبینی من نیستم
همه شدن مرد جنگ
از تو همگی بد میترسن!!
افکارا شرق و غرب
اعتقادای تق و لق
دانش آموز ترامادولی،
دبیر جنگ فراماسونی
نرخ نون تو شهر
قیمت ارز و کوفت و درد
شده دل ها رنگ عوض
دست ها همگی سردِ سرد
مغز ها ردِ رد
سوختن رفته از یاد
دلی که هست ساکت هست اما،غرق فریاد
اما هنوز تو شهر
مردی هست از جنس زخم
جنسی که ترس نداشت
به این صحبتا غم نداشت
هرجوری صبح و شب
هرشب و تا صبح عشقی تر
با مردم حرف نذاشت
پا واسه موندن نداشت
بی هدف علت نداشت
عشق و با نفرت نکاشت
اون رفت و شد،واسه ی هدف راه
اون خواست بسوزه نمونه تو کفِ کلمه ها،
کنه به خودش غلبه باز،
سوخت به معنای وقعیه کلمه ها
مردی که بوی خاکستر میداد،
سوخت تا کنه مردم این شهر رو بیدار!!!

سوخته کسی که میگذره از خودش واسه عشق ، واسه دلش
منش مشتی آرومه بعد سختی
داغونه دل زخمیش
میگه حتی بعد چندین سال زندس جهان پهلوان تختیش
هست هنوزم،خوب هست و بد نشد
درگیر ترس نشد
خداتو صدا کن هنوز،باتو بد نمیشه
هربار شکستی پاشو،اون با تو سرد نمیشه
خداتو صدا کن هنوز...
با یه سینه سوخته
ما بسوزیم
یه نسل سوخته

Related

Top Music

Loading...

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close