Fereydoun Farrokhzad

Shab Bood, Biyaban Bood

Date Added July 20, 2012 Buy from iTunes Lyrics 129K Plays
شب بود بيابان بود زمستان بود
بوران بود سرماى فراوان بود
يارم در آغوشم هراسان بود
از سردى افسرده و بى جان بود
در فکر آن سيمين بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
مى کوشيدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوى منزل
گيسويش از باد و باران گشته آشفته
در هر هر مويش
گويى مرواريد غلتان سفته
طى شد راه دشوار
آخر بر من و يار
با بوسۀ گرمى به او دادم
با لبهايى چون قند
رويم زد لبخند
برد آن همه رنج و غم از يادم
گيسويش از باد و باران گشته آشفته
در هر هر مويش
گويى مرواريد غلتان سفته

شب بود بيابان بود زمستان بود
بوران بود سرماى فراوان بود
يارم در آغوشم هراسان بود
از سردى افسرده و بى جان بود
در فکر آن سيمين بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
مى کوشيدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوى منزل

گيسويش از باد و باران گشته آشفته
در هر هر مويش
گويى مرواريد غلتان سفته
طى شد راه دشوار
آخر بر من و يار
با بوسۀ گرمى به او دادم
با لبهايى چون قند
رويم زد لبخند
برد آن همه رنج و غم از يادم
گيسويش از باد و باران گشته آشفته
در هر هر مويش
گويى مرواريد غلتان سفته

شب بود بيابان بود زمستان بود
بوران بود سرماى فراوان بود
يارم در آغوشم هراسان بود
از سردى افسرده و بى جان بود
در فکر آن سيمين بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
مى کوشيدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوى منزل

Related

Top Music

Loading...

Trending Now

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close