Fereidoon Foroughi Ghasedak
Buy from iTunes Lyrics 196K Plays Added on: January 23, 2013
مرگ آن لاله ی سرخ
کفن خنده به روی لب بود
گرد آن آینه ها
شبح فاجعه ای در شب بود

مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها
خبر از شومی کاری میداد
نفسش ناله غم سر میداد
آشیان رو به خرابی میرفت
تن پوسیده گواهی میداد

او به این حرف نمی اندیشید
که کفن باید برد و نفس باید داد
و به جای همه ی بودنها
همه دیدنها
لحظه ها مانده به یاد
شکوه اندیشه ی مردن در اوست
همه ی هستی او رفته به باد
مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها

او سراسیمه بدنبال تلافی میرفت
به دلش زخم قدمهای تجاوز مانده
او نداند که پی مردن خود
می کشد هر چه اصالت باقیست
مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها

مرگ آن لاله ی سرخ
کفن خنده به روی لب بود
گرد آن آینه ها
شبح فاجعه ای در شب بود
مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها
مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها
مردن شاپرکها
کشتن قاصدکها...




فریدون فروغی
قاصدک

Related

Top Songs

Loading...

By continuing to use the site, you agree to the use of cookies. Learn more

The cookie settings on this website are set to "allow cookies" to give you the best browsing experience possible. If you continue to use this website without changing your cookie settings or you click "Accept" below then you are consenting to this.

Close