Farzad Farzin

Omide Janam

Date Added March 14, 2013 Download Now Lyrics 237K Plays
اميد جانم ز سفر باز آمد، شکر دهانم ز سفر باز آمد

عزيز آن که بی خبر، به ناگهان رَود سفر

چو ندارد ديگر دلبندی، به لبش ننشيند لبخندی



چو غنچه سپيده دم، شکفته شد لبم ز هم

که شنيدم يارم باز آمد، ز سفر غمخوارم باز آمد



همچنان، که عاقبت، پس از همه شب بدَمد سحر

ناگهان، نگار من، چنان مه نو آمد از سفر

همچنان، که عاقبت، پس از همه شب بدَمد سحر

ناگهان، نگار من چنان مه نو آمد از سفر

من هم، پس از آن دوری، بعد از غم مهجوری

يک شاخه گل، بردم به بَرش، يک شاخه گل، بردم به بَرش



ديدم که نگار من، سرخوش، ز کنار من، بگذشت و به بَر، يار دگرش

بگذشت و به بَر، يار دگرش



وای از آن گلی که دست من بود، خموش و يک جهان سخن بود

خموش و يک جهان سخن بود



گل که شهره شد به بی وفايی، ز ديدن چنين جدايی

ز غصه پاره پيرهن بود

Related

Top Music

Loading...

Trending Now