Ben - 'Kooh Episod 1'

Ben

Kooh Episod 1

Lyrics: Benyamin
Mix & Mastering: Prof. K
Lyrics 22K Plays Date Added: July 31, 2020
بالا میارم رو این شهر کوفتی
تو هم سیفون بکش رو هرچی شنفتی
سگدونیو اصن سند زدم
به اسم توله گربه هاش مفتی
نه یه کلمه کل کل اگه بلده قلمه
باز یه شب که آماده بودم براش
یا فکر میکردم که آماده ام، اما نشد
آمدم نیامد، آمد، ترسیدم
کودکی نبود، پس شکوندم گهوارشو
سی سال یه شب بدون فکر نخوابیدم
بجز شبایی که از هوش برد مستی منو
عجق وجق ترین هرج و مرج رشد کرد
تو سرم سی ساله شد
انقد ترس بود که رفیق شدم ترسیدنو
و هیچ وقت نفهمیدم چرا
باید سوالی پرسیده شه
که هر وقت جوابش رو خواستم
بگن پشت پرده اس نباید دیده شه
بارون تا ابد خیسه این خیابون تا ابد
از قانون تا لگد از قارون تا صمد
از هارون تا جسد از دارو
تا لگد از پارو تا رصد
داروقه تا زانو تو جیب منه
اون از جنگای کوچیک منه
گوش از حرفا یه جوری
به دره بی حواسی میکوبه
میگی این بد بخت شوریده کَره
‎بکش دست کودکیمو بکش
‎اون نگاه های خجل دزدکیمو بکش
‎باور نکن بازیه بغض بازیگر صدامو
‎بیا بیا اشکای دروغکیمو بچش
‎تو باد نقش بزن به خنده های من
‎پاک کن بکش رو تموم رد پای من
‎یکیو جای من بکش تو سایه گم نشه
‎یکی که لا اقل بتونه بخنده جای من
‎هیولای تنها پاییز اومده باز
‎اینبار قراره کجای قصرت نمناک شه
‎امسال قراره کدوم دیوار بریزه
‎کی قراره این شرایط خطرناک شه
‎روی ستوناشو پوشونده پیچک خوشگل
‎ولی دستاش دله آجراشو پاره کرده
‎تاریکی رو دوس داری میدونم میدونم
‎ولی این سیاهی شب پرکارو آواره کرده
‎نمیشینه هیچ پرنده ای روی بومت
‎برق نمیزنه دیگه چشای آرومت
‎آینه ها خوابن زیر پارچه های پر خاکو
‎خاکستری خشک شده رو قلموی شومت
‎نمیشینه پرنده رو بوم نقاشیت
‎این زمینه ی کدر به خالی موندن محکومه
‎گریه ی آسمونو پشت شیشه ها بکش
کوه عبوث بود و منزوی
قدیمی بود اما مبتدی
نه داشت انرژی مثبتی
نه بلد بود حرف بزنه لکنتی
با چند تای دورو ورش قهر بود حتی
نگاه هم نمیکرد به همون چند تا
سنگ انداخت حوصله اش
سر رفته بود حقم داشت
یه جا نشسته بود واسه چند صد سال
رنگ پریده، ا بچگی چیزی جز جنگ ندیده
مثل خون هیچی و پر رنگ ندیده
سنگه قل خورد و رفت پایین
یکی برش داشت و باش خونه ساخت
بازم پرت کرد یه چندتایی
جای خالیش شد خونه ی یه عقاب
کنجکاو بود و هیجان زده
عقاب گفت برم داشی اگه جام بده
گفت نه بمون و با چشای گرد
عقاب و نگاه میکرد که همه جاش پره
پرسید چرا سنگ پرت کردی
گفت نمی دونم اما خوشحالم
گفت چرا گفت تو اومدی گفت آها
ولی بپا من صاحب دو بالم
و بال یعنی پرواز تو اوج رو دریا رو موج
تو صحرا آزاده
پرسید موج و دریا و اوج و صحرا چیه
پرواز و کی بت یاد داده
گفت پرواز یا شهامت پریدن
کوه فرو رفت تو فکر عقاب ادامه داد
هیجان اولین پرواز و حتی تو
دومین پروازمم نچشیدم
یه روزایی غرور وجودمو میگیره
یه روزایی واسه شکاره و غریزه اس
یه روزایی دلیل اوج گرفتن
فرار از پستیاس اینم یه عقیده اس
کوه گفت من باید ببینم من افسانه ی آینده میشم
بعداً اینجوری ازم یاد میکنن
کوهی که به سکونت عادت نمیکرد
بلند شد قدم برداشت بازم چندتا سنگ انداخت
سنگ ریزه ها سنگ ریزه ها
زیرشون پر بود از انگیزه ها
و همون سنگ ریزه هام اسم داشتن
یکی عادت یکی ترس، وابستگی، مرز
عقاب یکی ا پراشو کشید داد
به کوه گفت برو میبینی به وقتش
هر اتفاقی یه ریشه داره و یه اسم
اهلی که شدی اینو بده به اهلش
بدون خدافظی پر زد
کوه تو اون شب بی مه و صاف
میچرخوند پره تیره و تارو
واسه سوالاش جواب میخواست
و سرش گیج میرفت با سره گیج عقاب
با اولین نسیم سحر قدم زد تو مسیر سفر
رو به جایی که آسمون زمین و مینواخت زیر تگرگ



بن
کوه 1

Related

Top Songs

Loading...