Recent Posts

پریسا، آواز‌ه‌خوانی برای تمام فصول

پریسا، خواننده آوازهای سنتی ایرانی، موفق به دریافت “جایزه بیتا” از یازدهمین دوره این مراسم در بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد شده است. این مراسم که شامگاه نهم نوامبر ۲۰۱۸ با حضور جمعی کثیری از علاقه‌مندان به هنر موسیقی ایرانی به او اهداء‌ شد.

زندگی هنری پریسا (فاطمه واعظی) سه مقطع زمانی برجسته دارد. دوره جوانی و سال‌های حضور در وزارت فرهنگ و هنر وقت و نیز مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که تا پیش از انقلاب به طول می‌انجامد، سال‌های پس از انقلاب که از آن می‌توان به “سال‌های سکوت ” یاد کرد و دوره فعالیت‌های دهه هفتاد به بعد که کنسرت‌های خارج از کشور او را شکل می‌دهد.

پریسا اواخر اسفندماه ۱۳۲۸ در شهسوار (تنکابن فعلی) به دنیا آمد. خود می‌گوید “بزرگترین مشوقش” پدرش بوده و “در دوران تحصیل هر وقت برنامه‌اى بود که از من مى‌خواستند شرکت کنم، او نه تنها مخالفت نمى‌کرد، بلکه بسیار هم تشویق می‌کرد.”

آخرین باری که پریسا در مسابقات سراسری دانش‌آموزان کشور شرکت کرد، رتبه نخست آواز دختران را به دست آورد. 

محمود کریمی، مدرس آواز و ردیف‌دان که با وزارت فرهنگ و هنر وقت همکاری‌ داشت، از جمله داوران این مسابقات بود و از پریسا می‌خواهد نزد او تعلیم آواز ببیند.

استعداد بالای پریسا به همراه شوقی که به آموختن داشت و نیز توانایی‌های اجرایی او سبب شد محمود کریمی دو سال بعد او را به عنوان خواننده به وزارت فرهنگ و هنر معرفی کند. از این منظر آغاز زندگی حرفه‌ای هنری پریسا را می‌توان سال‌ ۱۳۴۷ دانست که او سرگرم اجرای کنسرت در شهرستان‌ها و تالارهای تهران شد و علاوه بر‌ آن همکاری‌های جدی تری را با رادیو و تلویزیون وقت آغاز کرد. در همین سال‌ها او‌ برنامه‌هایی را نیز در پاکستان و افغانستان اجرا کرد.

ورود به مرکز حفظ و اشاعه و اجرا در جشن و هنر شیراز

پریسا سال ۱۳۵۲ ازدواج کرد و صاحب سه فرزند (دو دختر و یک پسر) است. فرزند پسر او (دارا افراز) بعد از انقلاب و در سال ۱۳۶۳ به دنیا آمد. اگرچه پریسا در گفت وگویی با نشریه زنان از سه‌‌تارنوازی دو دخترش یاد ‌می‌کند اما نشانه‌ای از اجرای عمومی آنها در دست نیست. فرزند پسرش اما به عنوان نوازنده دف و تنبک با او همراهی کرده و در اجرای پریسا بعد از دریافت جایزه بیتا(نهم نوامبر ۲۰۱۸) نیز او را با ساز تار همراهی کرد.

به گفته پریسا، دو ماه بعد از ازدواجش، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به ریاست داریوش صفوت، از او دعوت به همکاری می‌کند.

در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی هنرمندانی چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمدعلی کیانی‌نژاد و داریوش طلایی فعال بودند و همین‌ افراد بودند که با آواز پریسا کنسرتی را در جشن و هنر شیراز به صحنه بردند.

به گفته پریسا در این دوره او به همراه گروهی از نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه کنسرت‌هایی را در فرانسه و بلژیک به صحنه بردند.

آخرین اجرای پریسا در قبل از انقلاب به شرکت در فستیوال “هنرهاى نمایشى سنتى آسیا” در ژاپن باز می‌گردد. این فستیوال با تمرکز بر هنر آواز کشورهاى برمه، هند، ایران و مغولستان شکل گرفته بود و نتایج اجراها و گزارش‌های این فستیوال بعدها در کتابی به نام “آواهاى موسیقایى آسیا” منتشر شد. آنچنانکه خانم پریسا در شرح زندگی‌نامه خود نوشته است، ۱۱ قطعه فیلم ۱۶ میلی‌متری و یک سی‌دی با عنوان “هنر آواز کلاسیک ایران” از جمله دستاورد‌های این فستیوال بود.

حضور در مرکز حفظ و اشاعه یک فرصت دیگری هم به پریسا داد و آن آشنایی و بهره‌گیری از عبدالله‌خان دوامی، استاد نامدار ردیف و تصنیف‌ بود.

سکوت و خانه‌ نشینی اجباری

پس از انقلاب فعالیت‌های موسیقی به جز در حیطه موسیقی سنتی بسیار محدود و تکخوانی زنان نیز ممنوع شد. پریسا در زندگی‌نامه خود نوشته است که این سال‌ها را بیشتر صرف تربیت فرزندانش کرده است اما طبیعی است که فرصتی برای فعالیت در داخل کشور نداشت. با این حال او همانند سایر خوانندگان زن به خارج نرفت و ترجیح داد سکوتی اجباری را برای بیش از یک دهه تاب آورد. با فتوای آیت‌الله خمینی درباره فعالیت‌های موسیقی فضای تازه‌ای ایجاد شد و پایان جنگ نیز فرصتی را فراهم کرد تا هنرمندان به تکاپویی تازه برای فعالیت بیفتند. هنگامی که آقای خاتمی وزارت ارشاد را به دست گرفت فعالیت‌های موسیقی نیز ساختاری قانون‌مندتر به خود دید.

از گفت وگویی که خانم پریسا با نشریه زنان و نیز نشریه ادبستان (نشریه ادبی و هنری روزنامه اطلاعات) در آن سال‌ها داشت بر می‌آید که هم مسئولان هنری هم پریسا علاقه‌مند به فعالیت موسیقایی بودند اما این تلاش‌ها به چند اجرای خصوصی در چند منزلش در شمال تهران محدود شد و حتی به اجراهای عمومی هم نینجامید. در این سال‌ها پریسا تدریس آواز به بانوان را به دعوت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی پی گرفت که که در گفت وگوی با نشریه زنان (سال ۱۳۷۰) اشاره کرد افرادی بین ۱۳ تا ۳۰ سال برای آموزش به کلاس او می‌آمدند.

او در همان گفت و گو از شاگردانش می‌پرسد: “با این‌که ظاهراً هیچ امیدى نیست که شما جایى بخوانید، چرا مى‌خواهید آواز یاد بگیرید؟” و آنها مى‌گویند: “براى دل خودمان”.

بعد از چند مدتی پریسا ترجیح داد این آموزش را در منزل و یا آموزشگاه خودش استمرار دهد. اما فضا همچنان برای اجرای عمومی او فراهم نبود به رغم آنکه او در همان گفت وگو اعلام کرده بود که با گروهی از نوازندگان زن تمرین می‌کند.

نشانه‌هایی از ناامیدی و نارضایتی را در این گفت وگو می‌توان دید آنجایی که او در پایان گفت وگو می‌گوید: “اگر واقعاً ببینم که به هیچ ترتیبى در این‌جا هیچ پاسخى وجود ندارد شاید مجبور به ترک وطن بشوم، با وجود این‌که عاشق وطنم هستم.”

کنسرت‌های خارج از کشور

سه سال بعد و در ۴۵ سالگی پریسا به این جمع‌بندی می‌رسد که امکان فعالیت هنری در داخل نیست و با توجه به اینکه علاقه‌ای به کنسرت موسیقی ویژه بانوان نداشت، به فکر کنسرت‌هایی در خارج از کشور می‌افتد.

در این دوره او کنسرت‌هایی را با حسین عمومی، نوازنده نی در شهرهای اروپا و آمریکا اجرا می‌کند که حاصل آنها دو سی دی شرح عشق یک و دو است. سپس چند سالی نیز با داریوش طلایی به اجرای کنسرت‌هایی در چند جشنواره معتبر می‌پردازد که کنسرت‌های جاده ابریشم از جمله آنهاست.

این کنسرت‌ها عمدتا در فضای موسیقی آوازی کلاسیک ایرانی قرار داشت.

درخشانترین دوره فعالیت پریسا در خارج را باید به همکاری او با گروه دستان اختصاص داد. این همکاری با تور کنسرت بزرگی از اکتبر ۲۰۰۲ شروع شد و تا ۲۰۰۸ به طول انجامید. آلبوم‌های گل بهشت، شوریده و برخی اجراها در جشنواره‌های معتبر آفریقایی و آسیایی و اروپایی حاصل این دوره همکاری است.

از سال‌ ۲۰۰۸ به بعد او با ایمان وزیری به عنوان نوازنده تار و با همکاری چند نوازنده دیگر، از جمله فرزندش دارا (به عنوان نوازنده تنبک و دف) کنسرت‌هایی را در کشورهای مختلف اجرا کرد.

فعالیت‌های پریسا در سال‌های اخیر کمتر شده است. او سال ۲۰۱۷ برای تدریس ردیف آوازی موسیقی ایرانی به دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سان‌دیه گو دعوت شد و اکنون مقیم این منطقه است.

تازه‌ترین فعالیت پریسا دریافت جایزه بیتا از یازدهمین دوره این مراسم در بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد است که شامگاه نهم نوامبر ۲۰۱۸ با حضور جمعی کثیری از علاقه‌مندان به هنر موسیقی ایرانی به او اهداء‌ شد.

دیدگاه‌های پریسا درباره موسیقی

پریسا در گفت و گوهای نه چندان زیادی که انجام داده است و نیز زندگی‌نامه‌ای که روی سایت رسمی او قرار گرفته به موسیقی همان نگاهی را دارد که برخواسته و ملهم از دیدگاه عرفان شرقی است. در این مسیر البته او تحت تاثیر دو چهره‌ نسبتا برجسته در این حوزه قرار دارد. داریوش صفوت و نورعلی الهی. پریسا بر این باور است که نورعلی الهی بیشترین تاثیر را در شکل‌گیری شخصیت هنری او داشته است.

به باور پریسا “موسیقى سنتى ایران، بر پایه احساسات معنوى به وجود آمده است و موسیقیدانان قدیم ایران بیشتر به نیازهاى روح توجه داشتند و بر حسب عوالم روحى به خلق آثارى پرداخته‌اند. این بخش از موسیقى آنچنان اهمیت دارد که مى‌تواند بُعد مادى و جسمانى آن را کاملاً تحت‌الشعاع قرار دهد”

او البته این دیدگاه را چنانکه خود نوشته است با الهام از تعلیمات نورعلی الهی کسب کرده است. نورعلی الهی قاضی‌ برجسته‌ای بود و نیز یکی از مقام‌دانان و نوازندگان شاخص ساز تنبور. او به نوعی عرفان منطقه کرمانشاه را که به اهل حق شهرت دارد، تئوریزه کرد و تاکیدی ویژه بر معناگرایی در موسیقی داشت و بر این باور بود که “اگر موسیقى رفت روى پایه اقتضاى روح، هم کیفیت ظاهرش جالب مى‌شود و هم کیفیت باطنش. والا آن هم مى‌شود یک رشته صنعت، مثل رشته‌هاى دیگر”.

پریسا در گفت وگویی که سال ۱۳۷۰ با نشریه زنان داشت به کاربرد افراطی موسیقی سنتی در رادیو معترض بود و گفته بود “متاسفانه این نحوه به کارگیرى موسیقى، همه را از موسیقى سنتى خسته کرده است. بنده خودم، رادیو را که باز مى‌کنم، انواع و اقسام گوشه‌هاى ردیف آوازى را با بدترین صداها مى‌شنوم آن هم بدون ساز و واقعاً بعضى از این اصوات آن‌قدر گوشخراش است که از این برخورد نازل با موسیقى ایرانى دریغم مى‌آید. این حرکت‌ها سبب مى‌شود گروهى که شناخت عمیقى از موسیقى ما ندارند، تصور کنند که کاربرد این هنر فقط در مواقع عزا و گریه و زارى است.”